انتصاب پیرپائولو پیچولی (Pierpaolo Piccioli) بهعنوان مدیر خلاقیت بالنسیاگا (Balenciaga) نشونهای قوی از چرخش استراتژیک عمیقتر در گروه کرینگ (Kering) و تلاشی برای بازتعریف هویت یکی از جنجالیترین و در عین حال تأثیرگذارترین برندهای این روزهاست. پیچولی، که نامش با اوتکوتور (Haute Couture) و طراحیهای رمانتیک گره خورده، حالا باید سکان برندی رو به دست بگیره که در دوران دِمنا گواسالیا (Demna Gvasalia)، نمادی از مد خیابانی (Streetwear) بود.
یه دعوت ساده، یه مسیر تازه برای یادگیری
تا حالا شده موقع گذروندن یه دورهی خوب، با خودتون فکر کنید «کاش فلانی هم اینو میدید»؟ یا مثلاً حین تماشای یه ویدیوی آموزشی، ذهنتون بره سمت دوستی که دنبال تغییره، اما هنوز قدم اول رو برنداشته؟ حالا وقتشه همون جرقهی اول رو شما روشن کنید.
مدرسهی اینورس، تو جدیدترین کمپینش، یه امکان ساده و جذاب ارائه داده: هدیه معرفی اینورس، هم برای معرف، هم برای هنرجویان جدید. یه فرصت دوطرفه برای یادگیری، رشد و دریافت اعتبار هدیه؛ هم برای شما، هم برای کسی که دعوتش میکنید.
این روزا که بازاریابی دیجیتال داره هر روز پیچیدهتر میشه، فضای B2B (کسبوکار به کسبوکار) هم راه خودش رو از بازاریابی B2C (کسبوکار به مصرفکننده) جدا کرده. تا همین چند سال پیش، خیلیها فکر میکردن تو فضای B2B صرفاً باید رو بیلبوردهای خیلی بزرگ یا تبلیغات مستقیم به شرکتها حساب کرد؛ اما حالا باتوجه به رشد فضای آنلاین و مخصوصاً لینکدین، واژهی اینفلوئنسرمارکتینگ در لینکدین یا داره کمکم وارد ادبیات B2B میشه.
لینکدین در مقالهای که تازه (۱ ژوئن ۲۰۲۵) منتشر کرده، یه راهنمای ۲۲ صفحهای درباره «Working with B2B Creators» ارائه داده که هدفش نشون دادن تفاوتها و بهترکردنروشِ همکاری برندهای B2B با تولیدکنندههای (Creator) موثر توی همین فضاست. تو این مقاله قراره با هم ببینیم ببینیم:
- چی شده که تو فضای B2B به اینفلوئنسر مارکتینگ نیاز داریم و چرا لینکدین تو این مسیر نقش مهمی واسه برندها بازی میکنه
- چه تفاوتهایی بین اینفلوئنسر مارکتینگ تو B2B و B2C هست
- خریدارای B2B دنبال چی هستن و چه فرمت محتوایی براشون ارزشمنده
- چطوری میشه «Thought Leader Ads» ساخت تا واقعی به نظر برسن
- در انتخاب Creatorها (اینفلوئنسرها) چه نکاتی رو باید رعایت کرد و اصلاً کی رو باید انتخاب کرد
- نگاهی انتقادی به بحث «تولیدکنندههای خبره» که شاید صرفاً بلد باشن خوب حرف بزنن و ویدیو بسازن، ولی تجربهی عملی کافی ندارن
- جمعبندی و پیشنهادها برای برندهای B2B که میخوان وارد این حوزه بشن
چرا احراز هویت تو اینورس مهمه و چطوری انجامش بدیم؟
اصلاً احراز هویت یعنی چی؟
وقتی یه هنرجو هم ایمیل و هم شماره تماس خودش رو تو پنل اینورس ثبت میکنه، یعنی ما میتونیم مطمئن باشیم که میتونیم تو هر شرایطی باهاش در ارتباط بمونیم؛ چه برای یه آپدیت مهم، چه یه اطلاعیه فوری، یا حتی یه تخفیف ویژه که ممکنه فقط چند ساعت فعال باشه. این ارتباط دوطرفهست: هم ما راحتتر پیداتون میکنیم، هم شما راحتتر در جریان همهچیز میمونین.
اگه بخوایم خیلی ساده بگیم، این کار یه چیزی شبیه همون تیک معروف «I’m not a robot»ـه که همهمون هزاربار زدیم روشون یا مثل کپچاهایی که باید بخاطرشون دو ساعت دنبال چراغ راهنمایی یا دوچرخه بگردیم تا ثابت کنیم آدمیم!
خلاصهش اینه که احراز هویت روش ماست برای اینکه مطمئن بشیم خود شمایید، ربات نیستید و یا خدایی نکرده آدم یا روبات دیگهای هم جای شما توی سایت فعالیت نمیکنه؛ اینجوری هم امنیت حساب شما تضمین میشه، هم حقوق مادی و معنویتون کاملاً حفظ میمونه.
شب پنجشنبه ۹ خرداد ۱۴۰۴ (۳۰ مه ۲۰۲۵) خیلیها که توی اپ X اسکرول میکردن، کنار آیکن پاکتنامه یه علامت آبی کمرنگ دیدن. وقتی ضربه زدن، صفحهای باز شد با عنوان ایکسچت / XChat (بتا)؛ جایی شبیه دایرکت قبلی اما پر از گزینههای تازه: گروهچت، فایلشیرینگ، حالت ناپدیدشونده و یک قفل چهارفصله که اول ورود ازت میخواست یک پین چهار رقمی بزنی. همون موقع Amanda Silberling توی خبررسان تککرانچ خبر رو تأیید کرد: «X داره پیامرسان جدیدش رو برای بعضی مشترکهای پولی فعال میکنه.»
این یعنی بعد از دو سال وعده و وعید ایلان ماسک درباره ساخت یک «پیامرسان مشابه سیگنال توی ایکس»، بالاخره سر و کله نسخه اولیه پیدا شده. ولی این خبر کوتاه ـ هرچند خوشحالکننده برای طرفدارای حریم خصوصی ـ بدون پیشزمینه و آیندهنگری، نصفه میمونه. این مقاله میره سراغ سه لایه ماجرا:
- کجای تاریخ توییتر ایستادیم؟
- XChat دقیقاً چیه و چه فرقی با دایرکت قدیمی داره؟
- این حرکت چه معنیای برای بازار پیامرسانها، کاربران عادی، برندها و حتی رقبا داره؟
چطور با استفاده از ChatGPT برای گذروندن دورههای آنلاین برنامهریزی کنیم؟
اگه دوره آنلاین ثبتنام کردید ولی هنوز نمیدونید چطوری یادگیریتون رو مدیریت کنید، یا اگه چند بار تا وسطهای یه دوره رفتید و بعد ولش کردید، احتمالاً یه چیزی تو برنامهریزی یادگیریتون کمه. این مقاله قراره بهتون نشون بده چطوری با کمک ChatGPT، یادگیریتون رو هوشمندانهتر، متمرکزتر و باثباتتر پیش ببرید؛ طوری که تا ته مسیر برید و واقعاً یه مهارت بسازید، نه فقط یه تجربه نصفه.
مهمتر از اون: این روشها ربطی به یه رشته خاص نداره. چه تو دوره طراحی گرافیک باشید، چه دیجیتال پینتینگ، چه تدوین، چه حتی مارکتینگ یا مد، این ابزار میتونه یه همراه قوی براتون باشه.